یه وبلاگ جدید از دیانا جون (مامان ترنم)
یکشنبه 21 فروردین 1390 04:52 ب.ظ
سلام به همه دوستان
مامان ترنم ناز (یا مامان ناز ترنم) یه کار جدید شروع کرده، یه وبلاگ تم تولد! بعد از انجام موفقیت آمیز تولد زنبوری برای ترنم جون تصمیم گرفتیم که اگه کس دیگری هم دوست داره یه همچین کاری کنه ولی وقتشو نداره یا هر دلیل دیگه با پرداخت یه هزینه نه چندان زیاد (که قابل شما را نداره) مامان ترنم (دیانا جون) تمام کاراشو انجام بده که امیدوارم تو این کارش مثل کارهای قبلی موفق بشه.
شما دوستای عزیز هم اگه دوست داشتید این وبلاگ را به دیگران معرفی کنید.dianatheme.mihanblog.com
با تشکر از همه

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تم تولد ، تولد زنبوری ، جشن متفاوت ،
دنبالک ها: وبلاگ تم تولد ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 21 فروردین 1390 05:32 ب.ظ
جشن تولد نی نی سایتی
یکشنبه 21 فروردین 1390 04:50 ب.ظ
روز پنجشنبه 18/01/90 باز هم یه روز متفاوت بود برای ترنم؛ اون از نوع نی نی سایتی؛ خدایی دست همه کسانی که زحمت این جشن ها و دور هم جمع شدن ها را می کشن درد نکنه! خدا قوت! (بی خیال هک کردن نی نی سایت شدم) جشن خوبی بود حالا دیگه نی نی های سال گذشته بزرگ شده بودند: شعر می خوندن، بازی می کردن، می دویدند و گاهی هم با آهنگ توی سالن می رقصیدند ... (یعنی یه روزی هم می رسه که این نی نی ها می رن مدرسه، دانشگاه، خونه بخت و ...) امیدوارم این جمع صمیمی مامان ها همچنان کنار هم بمونن (من که بابام؛ منو چرا جو گرفت؟ نمودونم خداییش!!!) {امان از دست بعضی از این بابا های بی معرفت، بعد از این همه جلسه مشترک که همدیگر را دیدیم بعضی ها که اصلا سلام، علیک نکردن بعضی هام یه جوری سلام می کردن انگار که دفه اوله همدیگر را می بینیم، البته بعضی از بابا ها هم خیلی باحال بودن و کلی مجلس گرمی کردن، خدا نسل این بابا ها را زیاد کنه}
در پایان هم تولد دو سالگی همه نی نی های جشن را بهشون تبریک می گم
تولد مبارک

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تولد ، نی نی سایت ، تولد نی نی سایتی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 21 فروردین 1390 05:32 ب.ظ
ببار ای ترنم زیبای باران (تولد زنبوری -2)
پنجشنبه 11 فروردین 1390 09:57 ق.ظ


دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ترنم باران ، تولد زنبوری ، تولد با تم زنبور ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 14 فروردین 1390 10:14 ق.ظ
ترنم ناز بابا و تولد زنبوری
پنجشنبه 11 فروردین 1390 09:51 ق.ظ
چقدر دنیای بچه ها شاد و زیباست! چقدر زود خوشحال می شن و چقدر از خوشحالی شون لذت می برن انگار که کل دنیا مال ایناست. کاشکی می شد ما هم دوباره بچه بشیم کاش!
اینم عکسای ترنم ناز در جشن تولدش (تولد زنبوری)


دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تولد ترنم ، تولد زنبوری ، تولد با تم زنبور ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 14 فروردین 1390 10:13 ق.ظ
یه عکس ورزشی دیگه از ترنم قهرمان
پنجشنبه 11 فروردین 1390 09:49 ق.ظ

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
ترنم ورزشکار می شود
پنجشنبه 11 فروردین 1390 09:37 ق.ظ
از اونجاییکه این عید بیشتر از همه به ترنم خوش گذشت و هر جا رفته کلی آجیل و شیرینی خورده، حالا هم یه برنامه فشرده گذاشته تا خودشو لاغر کنه و بشه ته ته مانکن:


دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ترنم و ورزش حرفه ای ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 فروردین 1390 09:48 ق.ظ
ترنم بابا در مسجد جمکران
پنجشنبه 11 فروردین 1390 09:33 ق.ظ
امسال عید یه سفر یه شبه به قم داشتیم که در این سفر به مسجد جمکران هم رفتیم که به ترنم خیلی خوش گذشت. تو حیاط مسجد می دوید و به من می گفت (بابایی خوش بیگذره)
اینم عکس جیگر بابا در حال خواندن نماز:

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ترنم و جمکران ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 فروردین 1390 09:43 ق.ظ
ترنم ناز فنی می شود
پنجشنبه 11 فروردین 1390 09:27 ق.ظ
ترنم ناز من علاقه شدیدی به جعبه ابزار من داره و هر موقع هم که من یه چیزی تو خونه تعمیر می کنم کنار من می ایسته و کمک می کنه (البته در حد خودش - که بیشتر به خرابکاری شبیه تا کمک کردن)
این علاقه او به ابزار باعث شد که امسال عیدی سال 90 براش یه جعبه ابزار بگیرم که باعث خوشحالی او شد در تصویر زیر میزان علاقه ترنم جون را به وسایلش را می بینید

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ترنم ناز و ابزار ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 فروردین 1390 09:43 ق.ظ
معانی جدید واژه بوزورگه (بزرگ) (قسمت 2)
یکشنبه 7 فروردین 1390 03:53 ب.ظ
معانی واژه بوزورگه (بزرگ)
از شیرین کاری های این روزهای ترنم بکاربردن بیش از حد واژه "بوزورگه" است این واژه به عدد نفوس و جمعیت انسانهای روی زمین معنی و مفهوم و کاربرد داره برای مثال:
Ø وقتی تشنه است و میگه آب می خوام و بعدش گفت بزرگه؛ یعنی حتما آب تو لیوان خودم همونی که عکس ماهی داره
Ø وقتی پتوش دستشه و میگه بوزورگه معنی اش اینه: پتو را کامل پهن کن رو زمین من با بالشم می خوابم توش و شما هم منو رو زمین بکشید (الی مدت نا معلوم ...)
Ø وقتی خوابش می یاد و می گه بوزورگه را می خوام یعنی فقط می خوام بهتون گیر بدم هیچی نیاز ندارم فقط جهت کلافه کردن شماهاست
Ø وقتی میگه بزرگه و گرسنه هم هست یعنی سریعا غذا را آماده کنید
Ø وقتن نه گرسنه است و نه خوابش می یاد و بهونه می گیره و می گه بوزورگه ... اون موقع تازه اول دردسره ... خانومو باید بغلش کنی و تو خونه بچرخونی تا اون یه چیزی که منظورش همون بوزورگه بود را برداره و آروم بشه
Ø و این قصه سر دراز دارد ....
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: بزرگه ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 فروردین 1390 08:18 ق.ظ
مروری بر ایامی که گذشت ...
یکشنبه 7 فروردین 1390 03:52 ب.ظ
ماشالا کلی مناسبت اومد و رفت و من اصلا وقت نکردم اونا را بنویسم یا عکسی ازشون بزارم.
1-تولد زنبوری: اول از همه تولد ترنم جون ناز بابا بود. سرتونو درد نیارم مامان گلی از دو سه ماه قبل در تدارک این روز بود چون قرار بود اسم این تولد "تولد زنبوری" باشه و هر چی تو تولد باشه یک تِمی از زنبور در آن بکار رفته باشه. سَرِ تولد امسال ترنم ناز، من تازه فهمیدم که چه خانم هنرمندی دارم ماشالا از هر انگشتش هنر و زنبور و شمع و کیک و ژل می باره
با همه دردسرهایی که کشیدیم این تولد به خوبی و خوشی برگزار شد {به زودی عکسهای این تولد در وبلاگ گذاشته می شود} از همه بیشتر به ترنم جون خوش گذشت. از اونجایی که تو این تولد همه چیز یا زرد بود یا مشکی؛ ترنم تا 10 روزی هر چی رنگ زرد و مشکی میدید شروع می کرد به دست زدن و می گفت: تولده تولده!! وقتی هم که من ازش می پرسیدم: ترنم جان، ناز بابا تولد خوش گذشت؟ می گفت: "دووباره بابا دووباره" {البته این واژه دووباره تیکه کلام این روزهای ترنم هست در واکنش به اتفاقاتی که بهش خوش گذشته}
*البته کمال تشکر و قدردانی را از مریم جون ناز به خاطر زحماتِ خَفَن و شبانه روزی اش برای برگزاری هر چه بهتر این مراسم دارم (خداییش خیلی زحمت کشید من خودم شاهد بودم)
تاریخ برگزاری تولد 20/12/1389 روز جمعه بود (تاریخ دقیق تولد ناناز بابا 22/12/ میباشد)
2- تولد اول: ترنم ناز بابا امسال این شانس را هم داشت که دو بار تولد بگیره: یک هفته قبل از تولد زنبوری ما به قم رفتیم و مامانم (مامان بوزورگ ترنم) یه تولد باحال برای نوه قند عسلش برگزار کرد که ما را هم سورپرایز کرد
3- سال نو، سال نود: سال نو همه دوستان و خوانندگان وبلاگ مبارک، ایشالا سالی مملو از سلامتی، ثروت و شادمانی داشته باشید و هر چی که در لحظه سال نو از خدا خواستید خداوند از در رحمت و مهربانی به شما خوبان عطا کنه!
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تولد زنبوری ،
آخرین ویرایش: - -
نمایشگاه عکس "تفاهم رنگ و نور"
یکشنبه 15 اسفند 1389 06:54 ب.ظ
با تلاش استاد حمیدرضا زینالی و گروهی از دانشجویان دانشگاه جامع علمی و کاربردی واحد 1 ، نمایشگاه عکس با عنوان "تفاهم رنگ و نور" در مجموعه فرهنگی و هنری برج آزادی برگزار می شود.
عواید حاصل از این نمایشگاه در اختیار انجمن حمایت از کودکان کار (کودکان کوشا) قرار خواهد گرفت.
امید است که تمامی دوستان با اطلاع رسانی و شرکت در نمایشگاه به هرچه بهتر برگزار شدن آن کمک نمایند.
افتتاحیه: 22 اسفندماه 1389 از ساعت 18 الی 20
بازدید: 23 و 24 اسفندماه 1389 از ساعت 9 صبح الی 18
نشانی: تهران، میدان آزادی، زیر برج آزادی، مجموعه فرهنگی و هنری آزادی

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 15 اسفند 1389 06:58 ب.ظ
یک واژه جدید-بوزورگه (قسمت 1)
پنجشنبه 5 اسفند 1389 10:13 ق.ظ
6-7 ماه پیش ترنم ناز بابا یک واژه استفاده می کرد که به وسعت کل واژگان فارسی معنی و مفهوم داشت و اون واژه "دن" بود. به تازگی ترنم از یه واژه جدید استفاده می کنه که من و مامان نازش هنوز نفهمیدیم معنی اون چیه و اون واژه "بوزورگه" است. ابتدا فکر می کردیم منظورش همون "بزرگه" است اما به مرور فهمیدیم این واژه معانی مختلفی داره که تا الان 268 تا معنی براش پیدا کردیم. حتی گاهی به جای یک جمله نیز استفاده می کنه مثلا دیروز به من گفت بوزورگه بعد منو برد کنار کمد اسباب بازی هاش و یه اسباب بازی برداشت یه بار هم برد سر یخچال و سیب و گوجه برداشت یه بار لباس عوض کرد یه دفعه عروسکشو خواست و خلاصه هزاران معنی دیگر ... (این داستان ادامه دارد...)
{راستی اگه یه روز ترنم بزرگ بشه و این حرفهای ناز بچه گونه اش را ببینه عکس العملش چیه؟}
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: بوزورگه ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 فروردین 1390 08:18 ق.ظ
اینجام شیکسته
پنجشنبه 5 اسفند 1389 10:05 ق.ظ
تقریبا یک ماه پیش مادر بزرگ مریم جون (که زن خیلی دوست داشتنی هست) بازوی سمت راستش شکست و به علت کهولت سن به مراقبت زیاد نیاز داشت. وقتی خبر به گوش ترنم جون رسید و برای اولین بار واژه شکستن را شنید و دید، از اون روز به بعد هر جاییش که درد بگیره می گه : اینجام شیکسته. برای مثال اگه دلش درد کنه میگه "بابا دیلم شیکسته" یا " دست شیکسته" یا اگه سرفه کنه به گلوش اشاره می کنه و می گه " اینجا شیکسته" خلاصه این روز ها سوژه با مزه ای برای همه شده. الهی!
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 اسفند 1389 10:13 ق.ظ
ترنم و کلمات جدید
یکشنبه 24 بهمن 1389 01:22 ب.ظ
این روز ها ترنم جون بابا دیگه ترکونده، تعداد کلماتی که می گه زیاد شده و خیلی با مزه تلفظ می کنه. چند تا از این کلمات و جملات اینا هستن:
1- سلام چیطوری؟ خوبی؟
2- من خوبم
3- من دس شولی می رم
4- بیجن قدس داش
وقتی هم که گرسنه است میاد میگه اینجا خالیه (اشاره به شکمش می کنه)
عاشق داستان شنگول و منگول و حبه انگوره، هر داستانی که دوست داریم بهش بگیم باید این 3 شخصیت توش باشه
البته دیشب داستان پهلوون حیدر را گفتم (که به بچه ها کمک می کرد و اونها را خیلی دوست داشت حتی یه بار ترنم خورده بود زمین دستش اوخ شده بود پهلوون حیدر بهش کمک کرده بود) ترنم خیلی خوشش اومد
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 بهمن 1389 05:21 ب.ظ
عزیزم، مریم نازم ولنتاینت مبارک
یکشنبه 24 بهمن 1389 01:19 ب.ظ
امروز روز سپاس گذاری از خداوند است
زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن
تا با تمام وجود به او بگوییم
عشق من روزت مبارک

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ولنتاین ،
آخرین ویرایش: - -
یک عکس دیگه
سه شنبه 21 دی 1389 05:13 ب.ظ
یک تا عکس دیگه از ترنم ناز در موزه حیات وحش دارآباد
واقعا هیجان زده است:

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ته ته ناز ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 دی 1389 09:48 ق.ظ
دو تا عکس زیبا از ترنم ناز
دوشنبه 20 دی 1389 03:33 ب.ظ
دو تا عکس زیبا از ترنم ناز در آستانه 22 ماهگی (دی ماه 89)


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 دی 1389 05:07 ب.ظ
ترنم ناز بابا در حال بازی با رنگ انگشتی
دوشنبه 20 دی 1389 03:28 ب.ظ
ترنم ناز بابا در حال بازی با رنگ انگشتی در حمام:
به گفته مامان جونش: وقتی ته ته ناز با این رنگها بازی می کنه و بعدش یه دوش می گیره اونشبو خیلی خوب می خوابه {1-0 به نفع ترنم}


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
ترنم و کلمات جدید
شنبه 18 دی 1389 11:14 ق.ظ
این روزها ته ته ناز بابا هر چی از دهن من و مامان و اطرافیانش می شنود سعی می کنه تکرار کنه و بخاطر همین صحنه های شیرینی را در ذهن من و مامانش ایجاد می کنه برای مثال دیروز جمله های " ای ول داش" یا " بزن قدش" یا "داداش" را تکرار می کرد. این روزها جملات سه کلمه ای هم می گه.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 18 دی 1389 11:24 ق.ظ
ترنم در موزه حیات وحش دارآباد
شنبه 18 دی 1389 11:06 ق.ظ
به جرات میشه گفت دیروز یکی از بهترین روزهای زندگی ترنم ناز بود و علتش هم رفتن به موزه داراباد بود.
با دیدن اون همه حیوان درنده و چرنده و خزنده و پرنده و اهلی و وحشی نمی دونید چه حالی داشت،
وقتی اون همه پرنده (جوجو) وسط موزه دید که دارن واسه خودشون می چرخند؛ محکم به شیشه می کوبید
و می گفت طوطی بیا بیا بیا. یه دونه سنجاب هم اون تو بود که تا ترنم دیدش گفت موش
{آخه هنوز سنجاب را نمی شناسه نزدیکترین حیوونی که به نظرش رسید موش بود}. خلاصه از دیدن ماهی ها و موش و طوطی و روباه و ببر و شیر و بز کوهی و گوزن کلی حال کرد.
و اما ...
ساعت 2:30 بعد از ظهر به زور گریه و خواهش و تمنا تونستیم از موزه بیاریمش بیرون. مگه خانوم رضایت می داد. 


دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: موزه دارآباد ، داراباد ، ترنم ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 دی 1389 05:13 ب.ظ
تعداد کل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6
تبلیغات
